Archive for May, 2009

چرا موسوی یا شبهای ماساچوست

May 25, 2009

آنوقتا که بچه بودم برنامه ای بود به نام ظهور و سقوط اکوان دیو یا شبهای ماساچوست. یکی از شخصیتهای برنامه اکوان دیو بود. دیوی با دو شاخ و چهره ای کریه که کارگردان برنامه – که خود یکی دیگر از شخصیتها بود – با فرستادن او به میان جمعیت و فیلمبرداری از مصاحبه او با افراد، کمدی موقعیت جالبی را ایجاد میکرد. آن برنامه به پایان رسید و مدتی بعد هم کودکی من

حالا بعد از نزدیک سی سال من باید انتخاب کنم، از میان آنچه که هست – و نه آنچه که باید باشد – انتخاب کنم. بین انتخاب کردن و انتخاب نکردن، بین اقتصاد و توجه به حقوق زنان، بین وقاحت و دروغ…شاید هم که در اشتباه باشم اما حالا احساس میکنم که کمدی موقعیت تک تک افراد بسیار پیچیده تر شده است. حالا کسی که شاخ دارد شاید که دیو نباشد و آن کس که لباس مردان دارد ماده دیو بی شرم و گرسنه ای باشد و دیگر حتی مصاحبه با دیوها خنده دار، هولناک یا شگفت آور نیست. حالا دیوها و آدمها مثل دوستانی دیرینه، مثل موشها و آدمها در کنار هم و با هم هستند و حتی شاید که زندگی میکنند؛ تا دیگر زندگی را چه بنامیم

دوستی از من پرسید که آیا مطالبات اجتماعی و دفاع از حقوق زنان و برداشتن موانع آزادی بیان چه قدر و وزنی برای من دارد. گفتم در شرایط فعلی زمینه و حیطه محوری برای من اقتصاد است، بله اقتصاد! اقتصاد صورت مادی شده همه آن چیزهایی است که در آدمی خوب و متعالی میدانیم. اقتصاد یعنی پیاده سازی تعابیر و تفاسیر آدمی از وجود خودش، کالبد کلمات، تن و بدن اندیشه. اقتصاد است که باید تعریفی از یک چرخه تولید و عرضه فرهنگ و کتاب و فیلم را شامل باشد. اقتصاد است که نشان میدهد آیا سطح بهداشت عمومی، رفاه عمومی، دانش و کار آموختگی و بینش آدمیان یک سرزمین در باب زندگی چه شکلی دارد. شاید که در شناخت فردی وسیله مناسبی نباشد که نیست. اما یک کشور را میتوان کاملا از وضعیت و روش و قواعد و سمت و سوی اقتصادش قضاوت کرد. این هم بندی دیگر – امیدوارم که به جمع بندی هم برسم

بند دیگر روند تکامل تاریخی حکومت سلطنتی به حکومت دموکراتیک است – حکومت دموکراتیک به عنوان بهترین گزینه ممکن و نه بهترین گزینه – که اگر به آنچه که در جاهایی مثل انگلیس رخ داده نگاه کنیم روش سلامت و مطمئن آن رشد سیستم سیاسی در طول زمان است و نه تغییرات ناگهانی و هیجان زده. اینجا دوم خرداد و حوادث شبیه آن در این راستاست و 22 خرداد نیز میتواند چنین باشد. باز از این روست که من گرایش سیاسی رسمی خود را نوعی محافظه کاری مدرن میدانم تا دموکرات. من به هر گونه تغییراتی که سریع جواب میدهد مشکوکم – نمیگویم که حتما حق با من است – اما در هر زمینه ای تغییری که بر پایه تغییرات اساسی تر مردمان در زمینه اقتصادی، الگوی مصرف و فرهنگ مصرفی روزانه مردمان بنا نشده باشد تنها هدر دادن منابع است. ما اتومبیل را به ایران آوردیم بی آنکه از اول محل مصرف دقیقی از آن ارائه دهیم. از این است که آنرا همان گونه میرانیم که اجدادمان استر و قاطر را

من به موسوی رای میدهم چون

او رای جمعیت ترک زبان ایران را دارد
او سید است
مقبولیتی در اندازه کافی میان همه اقشار قدرت دارد
مقبولیتی کافی در میان قشر جوان دارد
هدفش ساقط کردن این حکومت نیست
هدفش به زور، ظهور امام زمان را به انجام رساندن نیست
دور سرش هاله ندارد

اینها دلایلی است که این گمان را در من ایجاد میکند که شانس موسوی برای داشتن حتی یک پیروزی قاطع بر احمدی نژاد و موتلفه را بالا میبرد

شاید موسوی همان اکوان باشد که میخواهد تا دوباره یک سری موقعیت تراژدیک را خلق کند. اما حس میکنم که این بار همه موقعیتها کمدی خواهند بود و همیشه بهترین هدف ممکن به بهترین هدف مطلوب ارجحیت دارد

توضیح 1: من شخصا در این انتخابات دارم گیج میشوم. اگر کسی فکر میکند بتواند برایم توضیح دهد که انتخاب عملگرایانه بهتری وجود دارد ممنون میشوم

توضیح 2: من برای دوستی این انتقاد را به موسوی مطرح کردم که چرا در باب سوالی که از کشتارهای 67 از او پرسیدند جوابی نداشت که بدهد. ایشان توضیح جالبی داد که اینها خطوط قرمز و بلکه خطوط بیب بیب نظامند و همه حکومتها در دنیا چنین مواردی دارند. مثل اینکه الآن از رئیس جمهور ترکیه در باب کشتار ارامنه بپرسیم. یا اگر از نخست وزیر اسرائیل یا رئیس جمهور آمریکا درباره توان اتمی اسرائیل بپرسیم میگویند که در این موضوع حرف نمیزنند. گنجی و شمس الولعضین هم (یا شاید یکیشان) از مقامات سپاه بوده اند و مخملباف هم فیلم توبه نصوح و عروسی خوبان میساخت. منظورم توجیه کردن نیست. منظورم باور به توان تغییر کردن در آدمی – و نه لزوما موسوی – است